|
فرياد مظلوميت و هنگامى كه خداى تعالى خانه جاودانى انبيا و جايگاه برگزيدگان را براى پيغمبرش اختيارنمود، كينه هاى درونى و نفاق شما ظاهر گشت و جامه دين مندرس و فرسوده شد، گمراهان خاموش به سخن درآمدند و گمنامان فرومايه دعوى نبوغ كردند. شتر باطل گرايان به صدا درآمد و در صحن خانه هايتان جولان نمود. شيطان از كمينگاه خود درحالى كه شما را به سوى خود مى خواند سركشيد و ديد كه چه زود دعوتش را پذيرفتيد... ۩ و يطعمون الطعام على حبه مسكيناً و يتيماً و اسيراً انما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاءا و لا شكورا (سوره دهر آيه 8 و 9) «و بر دوستى او (خدا) به فقير و طفل و يتيم و اسير طعام مىدهند و گويند ما فقط براى رضاى خدا به شما طعام مىدهيم و از شما هيچ پاداشى و سپاسى هم نمىطلبيم». زمخشرى يكى از مفسرين بزرگ اسلام، در تفسير الكشاف به نقل از ابن عباس چنين گويد ( آنگاه على و فاطمه (عليهما السلام) و فضه نذر كردند كه اگر حسن و حسين عليه السلام بهبود يافتند سه روز روزه بگيرند هنگامى كه آن دو بزرگوار سلامتى خود را باز يافتند در خانه چيزى براى افطار وجود نداشت، از اين رو على (عليه السلام) سه صاع (هر صاع چهار مد و تقريبا يك من تبريز يا 3 كيلوگرم است) جو وام گرفت و به روايتى دیگر حضرت زهرا (عليها السلام) در خانه پشم ريسيد و سه صاع جو مزد گرفت (تفسير البرهان ج 4 ص 412). فاطمه (عليها السلام) جو را دستاس نمود و با يك صاع آن براى هر يك از افراد خانواده قرص نان جوينى پخت و بر سر سفره افطار نهاد. هنگامى كه آماده افطار شدند، نداى سائلى برخاست: سلام و درود خدا بر شما اى خاندان محمد (صلی الله علیه و آله)! مسكينى از مساكين مسلمينم به من غذا دهيد، خداوند شما را از غذاهاى بهشتى نصيب فرمايد، خاندان وحى نان افطار خود را ايثار كردند و فضه نيز از آنان متابعت كرد. آن شب را با آب افطار كردند و شب را بدون غذا بسر آوردند. فرداى آن شب نيز روزه گرفتند و چون شب فرا رسيد، نان افطارشان در سفره نهاده شد، يتيمى بر در خانه آمد و باز به همان ترتيب همگى غذاى خود را به آن يتيم ايثار كردند. و آن شب نيز با آب افطار كرده و خود گرسته ماندند. روز سوم را هم روزه گرفتند و هنگام افطار اسيرى تقاضاى كمك كرد و براى بار سوم آنچه در سفره بود به آن اسير ايثار شد. صبح روز چهارم على (عليهالسلام) دست دو فرزند خود را گرفته و آنان را نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله) برد پيامبر (صلى الله عليه و آله) حسن و حسين عليه السلام را ديد كه از گرسنگى چون مرغكانى مىلرزيدند، سپس از جا برخاست و به همراه آنان به خانه حضرت زهرا عليه السلام رفت، ديد فاطمه (سلام الله علیها) در محراب به عبادت مشغول است در حالى كه كه از شدت گرسنگى چشمانش در گودى نشسته است. منظره تأثر آورى بود. رسول خدا (صلى الله عليه و آله) افسرده خاطر شد، در آن هنگام جبرئيل فرود آمد و عرض كرد: اين هديه را بگير خداى تعالى به داشتن چنين اهل بيتى به تو تهنيت گفته است. پس سوره «هل اتى» را بر پيامبر (ص) خواند. (تفسير البرهان ج 4 ص 412- الميزان ج 20 ص 132).
حديث عبادت زهرا (سلام الله علیها)قصه نيايش زهرا (سلام الله علیها) در آينه عبارت نگنجد. در اين بخش چند حديث زيبا از زبان حضرات معصومين (عليهم السلام) در ترسم سيماى عبادى فاطمه (سلام الله علیها) تقديم مىشود. ۩ سالت عن ابا عبدالله (عليه السلام) عن فاطمة لم سميت الزهرا؟ فقال: لانها كانت اذا قامت فى محرابها و هو نورها لاهل السماء كما تزهر - تزهو - نور الكواكب لاهل الارض. علل الشرايع، ج 1: ص 215. راوى مىگويد از حضرت صادق (عليه السلام) علت نامگذارى حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را به - زهرا - پرسيدم. فرمود: چون وقتى كه در محراب عبادتش به نماز مىايستاد، فروغ نورش براى ساكنان آسمان مىدرخشيد، همانگونه كه نور ستارگان آسمان براى زمينيان مىدرخشد. كانت فاطمة (سلام الله علیها) اذا دعت تدعوا للمؤمنين و المؤمنات و لا تدعوا لنفسها فقيل لها يا بنت رسول الله (صلی الله علیه و آله) انك تدعين للناس و لا تدعين لنفسك فقالت: الجار ثم الدار. علل الشرايع، ج 1:216. حضرت موسى بن جعفر از پدرانش نقل مىكند: هرگاه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) دعا مىكرد، براى زنان و مردان مؤمن دعا مىكرد و براى خود دعا نمىكرد، به او گفته شد: چرا شما براى مردم دعا مىكنيد، اما براى خودتان دعا نمىكنيد؟ فرمود: اول همسايه آنگاه خانه. ۩ قال ابو عبدالله الصادق (علیه السلام): كان لامى فاطمة صلاة تصليها علمها جبرئيل، ركعتان تقرء فى الاولى: الحمد مرة و: انا انزلناه فى ليلة القدر، ماة مرة و فى الثانية: الحمد مرة و ماة مرة: قل هو الله احد، فاذا سلمتسبحت تسبيح الطاهرة عليها السلام. (جمال الاسبوع: 173. ) امام صادق (علیه السلام) فرمود: مادرم فاطمه (سلام الله علیها) همواره دو ركعت نماز را مىخواند كه جبرئيل به او آموخته بود، در ركعت اول آن پس از حمد صد بار سوره قدر و در ركعت دوم پس از حمد صد بار سوره توحيد را مىخوانى، و پس از سلام نماز تسبيحات حضرتش را نيز مىگويى.
تسبيح زهرا (سلام الله علیها)؛ هديه آسمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اى فاطمه چيزى به تو عطا كنم كه از خدمتكار و دنيا با آنچه در آن است، ارزشمندتر است; بعد از نماز سى و چهار مرتبه «الله اكبر» و سى و سه مرتبه «الحمدلله» و سى و سه مرتبه «سبحان الله» بگو و آن را با لا اله الا الله ختم كن. اين كار برايت از چيزى كه مىخواهى و از دنيا و آنچه در آن است، بهتر است». (عدنان زعفرانى، ص9)در آن لحظه كه اين هديه آسمانى به فاطمه (سلام الله علیها) عطا شد، فرمود: «از خدا و رسول خدا راضى شدم.» (عدنان زعفرانى، ص 21 )درك هديه بزرگى كه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) به فاطمه (سلام الله علیها) اعطاء كرد، به گونه اى است كه انسان از وصف آن عاجز مىماند و فقط از سرچشمه گفتار معصومين (علیهم السلام) است كه تا اندازه اى مىتوان از بركاتش بهره مند شد. ۩ امام باقر (علیه السلام) درباره تسبيح حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، مىفرمايد: «خداوند متعال با هيچ ستايشى، بالاتر از تسبيحات فاطمه زهرا (سلام الله علیها) عبادت نشده است. و اگر چيزى افضل از آن وجود داشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را به فاطمه (سلام الله علیها) اعطاء مىكرد.» (تسبيحات حضرت زهراء، ص10، به نقل از علل الشرايع/366.)
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 15:7  توسط یونس غلامی
|
عروس خانم ما وَ ماه مانَه وَ گُلهای کنار راه مانَه اگر
مردم نمی دانند بدانند سلام از روضه
(رضه )شاه خدا اورده ام رو و گردی پر غبار از کربلا اورده
ام بس که رخ مالیده ام بر مرقد شاه رضا روی و گرد پر غبار از کربلا اورده ام اگر شاه نیی سرهنگ هستی سپهبد با تمام هنگ هستی الهی
تا تو باشی شاد باشی ز غمهای جهان ازاد باشی سیرستو که سیر به بالای تو نیست بر دیدنش ای که در زمین جای تو نیست صد سیر براید زتوی ای قبله یک سیر و نشونی قد و بالای تو یکی ماه منیر از کوه در اومد دو تا حور پری از در در اومد که اقایون نگاه نورشون کن علی با ذو الفقار حیدر اومد عروس خانم با دیار امد خوش امد قدمهایش مبارک گسار امد خوش امد به قربان قدمهای شما شم که گل با پای خار امد خوش امد بیا با هم نشینم یک بهاری درختی گل شویم در دی نساری درختی گل شوم با هم نشینم که این دنیا ندارد اعتباری تو می رفتی نگاه می کردم ای دوست د حق تو دعا می کردم ای دوست رضای مو نبود با رفتن تو به گریه خه روا می کردم ای دوست بیا دارم اگر سامون خود را دو صد پاره کنم گربون خود را دو صد پاره کنم دختر نمی شه چه گم کردم سری سامون خود را خدا از رور ایومی گذاشته که ما جمعی بدم خِه هم نشسته که ما جمعی بدم چو گرده ی کگ پراکنده گشتم از کوه و کشتی
به هر تیره دِ پُشت بی وِفیِه(بی وفا) دختر مِدُم به کسی که زر دِشته بِشه ازبند حجی رئيس مهر دِشتَه بِشه
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 23:16  توسط یونس غلامی
|
نقل است در نوروز، جامی پر از حلوا برای پیغمبر هدیه آوردند. آن حضرت پرسید: این چیست؟ گفتند: امروز، روز نوروز است. پرسیدند: نوروز چیست؟ گفتند: عید بزرگ ایرانیان است. فرمود: آری. در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد.
پرسیدند: عسكره چیست؟ فرمود: عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ، ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند و سپس آنان را زنده كرد و ابرها را امر فرمود كه به آنان ببارد. ازاینروست كه پاشیدن آب در این روز رسم شد. پس از آن حلوا تناول و بقیه را میان یاران خود قسمت كرد و گفت: كاش هر روزی برای ما نوروز بود. سال در فرس باستان از كلمه «سرد» مشتق شده و به همین دلیل سال را با فصل سرد شروع میكردند. نوروز، بزرگترین جشن ملی مردم ایران به شمار میرود. این روز در واقع آغاز نوزایی طبیعت و بشارت زنده شدن دوباره مردگان است. برگزاری جشنهای آغاز سال نو بسیار قدیمی و كهن بوده و در هر دوره، اندكی از شاخ و برگ آن زده شده و درخت كهنسال نوروز بار دیگر منعطف با زمانه، رشد و نمو دیگری یافته است و امروزه نه تنها رسمی كهن كه رسمی دینی نیز به شمار میرود كه به نوزایی و بازگشت اشاره دارد. در گذشته، سال در میان ایرانیان به 2 بخش تابستان و زمستان تقسیم میشد كه به تابستان «همه» و به زمستان «زینه» میگفتند. تابستان از آغاز بهار و فروردین آغاز و تا پایان مهرماه ادامه داشت كه در واقع 7 ماه به اضافه فروردین بود. 6 ماه بعد نیز كه از آغاز آبان شروع میشد، تا پایان اسفند و پنجه بزرگ ادامه پیدا میكرد. زرتشتیان آغاز سال را با قرار گرفتن برج حمل در آفتاب و اعتدال بهاری شروع میكردند و مهرگان را به عنوان جشنی برای 6 ماه پایان سال برپا میداشتند. سلمان فارسی میگوید: «ما در عهد زرتشتی بودن میگفتیم خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بیرون آورد و فضل این دو بر ایام دیگر، مانند برتری یاقوت و زبرجد است به جواهر دیگر.» ایرانیان باستان سال نو را با انجام مراسم دینی آغاز میكردند و نوروز برای آنها مقدس بود و به این دلیل جشنها و رسوم بازمانده از جشن نوروز را نباید تنها برای شادی و جشن ظاهری دانست و ریشه آن را باید در رسوم و عقاید دینی آنها بازجست. جشنهای نوروزی در ایران پس از ورود اسلام نیز با آیینهای دین شریف درهم آمیخت و ضمن حفظ ریشهها، شاخ و برگهای تازه یافت. شاید به دلیل روحانی بودن جشنهای نوروزی بود كه پیامبر اكرمص و امامان معصومع همگی به بزرگی از نوروز ایرانیان یاد كرده و بر تداوم آن پای میفشارند. معلی بن خنیس به نقل از امام جعفر صادقع میگوید: «گفتم ای سید من! فدای تو شوم. نمیآموزی به من نام روزها را به زبان فارسی؟» آنگاه افزود: اول از هر ماه هرمزد نام دارد كه نامی است از نامهای خدای تعالی. در این روز آدم علیهالسلام آفریده شد. فارسیان میگویند این روز جهت آشامیدن مفرحات و خوشحالی كردن خوب است و ما میگوییم روزی است مبارك و روز سرور و خرمی است...» جشنهای باستانی نوروزی مانند سبزه به آب دادن یا نذر و نیاز برای مردگان نیز نشانی از نوزایی است كه همچنان برگزار میشود و نوروز را دوچندان ارزشمند و ماندگار میكند. آیینهای نوروزی تردیدی نیست گردآوری تمامی آیینها و رسوم مربوط به بزرگترین جشن ملی ایرانیان، همان اندازه غیرممكن است كه سر زدن به تمامی دوستان و آشنایان در این روزها. با این حال تا جایی كه امكان باشد با چنین آیینهایی به شما سر میزنیم و عید را تبریك میگوییم؛ باشد كه هر روزتان نوروز باشد. حكومت زنان در نوروز در روستای بیمرغ نزدیك گناباد (از توابع خراسان شمالی) از روز نهم فروردین تا سیزدهبدر، اختیار روستا به دست زنان میافتد و هیچ مردی حق ندارد از خانه خارج شود و اگر خارج شود، زنان او را تنبیه میكنند. اداره این روستا در این روزها به اختیار زنان است. زنان اغلب روز را در خارج از خانه میگذرانند. اسب سوار میشوند. میتازند و از روز سیزدهبدر دوباره به خانه برمیگردند و باز همان زن تسلیم و سر به زیر میشوند. منبع : http://www.iran20.ir/view.asp?id=50248214268100003 در بيمرغ قديم جايي به نام نوروز گاه وجود داشته كه دختركان وزنان در روز هاي ابتدايي سال بهآنجا مي رفتندو به رقص وپايكوبي وشادماني مي پرداختند. ازرسم هايجالب اين بوده است كه هيچ مردي در اين روز ها حق نزديك شدن به نوروزگاه را نداشته است.اين رسم بيمرغ دهان به دهان مردمان همه ي منطقه گشته بود وگاهي كه بعضي از غريبه ها هوس تماشا به سرشان ميزددختران گرد اوحلقه ميزدندو اورا وادار به رقص ميكردند وسپس حسابي خدمتش ميرسيدند وبه باد كتكش ميگرفتند تا دوباره هوس نوروزگاه به سر هيچ كسي نزند.در مورد اين رسم وديگر رسم هاي جالب بيمرغ دركتاب هاي متعددي امده است ولي هر كدام با دخل و تصرف هايي همراه بوده است.ازجمله در كتاب خاتون هفت قلعه استاد باستاني پاريزي،عقايد ورسوم مردم خراسان از دكتر شكور زاده وكتاب ايل ها وطوايف عشايري خراسان
عکس از http://beymorgh.blogfa.com/cat-1.aspx منبع : http://www.gonabadnews.com/news/L2/1386/12/post_54.html
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 15:21  توسط یونس غلامی
|
منبع :http://www.kho-razavi-tebyan.ir/Modules/ShowNews.aspx?Id=2769
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 15:10  توسط یونس غلامی
|
|
|||||||||||||||||||