|
عروس خانم ما وَ ماه مانَه وَ گُلهای کنار راه مانَه اگر
مردم نمی دانند بدانند سلام از روضه
(رضه )شاه خدا اورده ام رو و گردی پر غبار از کربلا اورده
ام بس که رخ مالیده ام بر مرقد شاه رضا روی و گرد پر غبار از کربلا اورده ام اگر شاه نیی سرهنگ هستی سپهبد با تمام هنگ هستی الهی
تا تو باشی شاد باشی ز غمهای جهان ازاد باشی سیرستو که سیر به بالای تو نیست بر دیدنش ای که در زمین جای تو نیست صد سیر براید زتوی ای قبله یک سیر و نشونی قد و بالای تو یکی ماه منیر از کوه در اومد دو تا حور پری از در در اومد که اقایون نگاه نورشون کن علی با ذو الفقار حیدر اومد عروس خانم با دیار امد خوش امد قدمهایش مبارک گسار امد خوش امد به قربان قدمهای شما شم که گل با پای خار امد خوش امد بیا با هم نشینم یک بهاری درختی گل شویم در دی نساری درختی گل شوم با هم نشینم که این دنیا ندارد اعتباری تو می رفتی نگاه می کردم ای دوست د حق تو دعا می کردم ای دوست رضای مو نبود با رفتن تو به گریه خه روا می کردم ای دوست بیا دارم اگر سامون خود را دو صد پاره کنم گربون خود را دو صد پاره کنم دختر نمی شه چه گم کردم سری سامون خود را خدا از رور ایومی گذاشته که ما جمعی بدم خِه هم نشسته که ما جمعی بدم چو گرده ی کگ پراکنده گشتم از کوه و کشتی
به هر تیره دِ پُشت بی وِفیِه(بی وفا) دختر مِدُم به کسی که زر دِشته بِشه ازبند حجی رئيس مهر دِشتَه بِشه
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 23:16  توسط یونس غلامی
|
|